Finglish
قاطی پاطی:
Last week مامی رو پارتی invite کرده بودن، actuallyبی کلاسن. روی پاکت جای یه جمله ی اکتیو و با حال نوشته بودن: حضور محترمه سرکار خانم . . . . مشرف باد.
ددی میگه ایرونی باید فارسی ناب سخن بگه! Ok دَدی. اما آریا SMS ، My brother و چت just فینگیلیشی تایپ می کنه. خوب Baby دیگه.
Teacher ادبیاتمون می گه: بایسته است پارسی را ارج نهیم و از استعمال لغات بیگانه بپرهیزیم. پارسی آن گاه شیرین است که به طور محض و بحت استفاده گردد! حرفای خودشو باید translation کنن.
دیروز دَدی اومد very happy، home گفت: بهم لوح تقدیر دادن، _ فکر کردم یه جور سی دیه! _ نوشتن: جناب آقای بوق کارمند صدیق و با سابقه ی اداره ی بوووق ضمن تقدیر از خدمات مستمر و بی وقفه ی جنابعالی، توفیقات روز افزون شما را . . . .
گفتم : اینا ? what means آریا گفت: یعنی ابوی اِندِ کار درسته! یعنی امشب پارتی ردیفه. ابوی جون! مرگ ما غذای با کلاس بده، پیش بر و بچ سوسک نشیم!
این که فارسی چیه understand نکردم.
فارسی بومی:
ما از وقتی خُردو بودِم، به همی زِبون حرف زدِم ، حالا مِخِه بدِتان بییِه یا خوشتان بییِه. بِرِیِ یَک بی نِماز که در مِسجِدِه نِمِبِنْدَن.
آبجی مان مِگِه: «آخه داداش با این لهجه ی ضایعی که تو داری هیچ کی زنت نمی شه، حالا همه با کلاسن شوهر با کلاس می خوان، یا درست حرف بزن یا من نمی یام خواستگاری.»
البِتِّه آبجی مان حق دِرِه مایَم تابلو حرف مِزِنِم، ولی اگِر ما بِچِّه مشدیا مشدی حرف نِزِنِم که لهجه ی به ای شیرینی! فِراموش مِرِه. فرضِ مثال بِچِّه های ما از کجا بفهمن مشدین؟ خدا بیامرز نَنَه مان همیشه مُگفت: آب از سرچشمه گل آلوده.
امروزِ روز مردم به هر زِبون و لهجه ای حرف مِزِنن الّا فارسی! حالا ای وِسَط کی مقصره، خدا عالِمِه…
پ.ن۱: این مطلب تقدیم میشه به همه مشهدی های باصفا و اصیل که هیچ وقت اصالتشون رو نمی فروشن به لغات اکسترنال! ( کی فهمید سوتی رو؟ )
Last week مامی رو پارتی invite کرده بودن، actuallyبی کلاسن. روی پاکت جای یه جمله ی اکتیو و با حال نوشته بودن: حضور محترمه سرکار خانم . . . . مشرف باد.
ددی میگه ایرونی باید فارسی ناب سخن بگه! Ok دَدی. اما آریا SMS ، My brother و چت just فینگیلیشی تایپ می کنه. خوب Baby دیگه.
Teacher ادبیاتمون می گه: بایسته است پارسی را ارج نهیم و از استعمال لغات بیگانه بپرهیزیم. پارسی آن گاه شیرین است که به طور محض و بحت استفاده گردد! حرفای خودشو باید translation کنن.
دیروز دَدی اومد very happy، home گفت: بهم لوح تقدیر دادن، _ فکر کردم یه جور سی دیه! _ نوشتن: جناب آقای بوق کارمند صدیق و با سابقه ی اداره ی بوووق ضمن تقدیر از خدمات مستمر و بی وقفه ی جنابعالی، توفیقات روز افزون شما را . . . .
گفتم : اینا ? what means آریا گفت: یعنی ابوی اِندِ کار درسته! یعنی امشب پارتی ردیفه. ابوی جون! مرگ ما غذای با کلاس بده، پیش بر و بچ سوسک نشیم!
این که فارسی چیه understand نکردم.
فارسی بومی:
ما از وقتی خُردو بودِم، به همی زِبون حرف زدِم ، حالا مِخِه بدِتان بییِه یا خوشتان بییِه. بِرِیِ یَک بی نِماز که در مِسجِدِه نِمِبِنْدَن.
آبجی مان مِگِه: «آخه داداش با این لهجه ی ضایعی که تو داری هیچ کی زنت نمی شه، حالا همه با کلاسن شوهر با کلاس می خوان، یا درست حرف بزن یا من نمی یام خواستگاری.»
البِتِّه آبجی مان حق دِرِه مایَم تابلو حرف مِزِنِم، ولی اگِر ما بِچِّه مشدیا مشدی حرف نِزِنِم که لهجه ی به ای شیرینی! فِراموش مِرِه. فرضِ مثال بِچِّه های ما از کجا بفهمن مشدین؟ خدا بیامرز نَنَه مان همیشه مُگفت: آب از سرچشمه گل آلوده.
امروزِ روز مردم به هر زِبون و لهجه ای حرف مِزِنن الّا فارسی! حالا ای وِسَط کی مقصره، خدا عالِمِه…
پ.ن۱: این مطلب تقدیم میشه به همه مشهدی های باصفا و اصیل که هیچ وقت اصالتشون رو نمی فروشن به لغات اکسترنال! ( کی فهمید سوتی رو؟ )
پ.ن۲: مشهدی ها… التماس دعا
http://www.ghandoon.ir
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:45 توسط ********************
|
سلام!