خنده
.
.
پشت هر مرد موفقی هیچی نیست ! زرنگ بوده، گول دخترا رو
نخورده، چسبیده به زندگیش، پولاشو جمع كرده، زندگیش روبراه شده.
.
.
گذشت آن زمان هایی که مردم همدیگر را دور میزدند حالا از
روی هم رد می شوند .
.
.
راستی چرا به ماشین عروس میگن ماشین عروس ؟ مگه
ماشین مال داماد نیس؟
.
.
این كارمندای وزارت امور خارجه دقیقاً برای چی
حقوق میگیرن وقتی كه ما با هیچ كس در ارتباط نیستیم؟
.
.
خواهرزادهام وقتی میگه این چیه!؟ یعنی اون چیز پنج
دقیقه دیگه بیشتر تا پایان عمرش نمونده!
.
.
کلا با خرسا حال می کنم ۶ ماه میخوابن ۶ ماهم میرن
ماهیگیری کلا تو عشق و حالن ..
.
.
نمونه
سوالهای رایج توی همه ی خونه ها
این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟
کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
چشمات در نیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟
کی غذای منو خورده ؟
.
.
شونه آدم که هیچی
شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر
گریه کنیم !
.
.
سلامتی خانم هایی که میخوان پارک دوبل کنن
، دستشون میخوره به برف پاک کن
اشتباهی میزنن تو دنده چهار به جای دنده عقب
آخر سر هم خاموش میکنن !
.
.
تا حالا دقت کردین
وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش
دیده میکنه
تو مدت فیلم یه جوری نگاتون میکنه که انگار خودش فیلمو
ساخته؟!
.
.
کاربردی ترین چیزی که من از کتاب علوم دوران مدرسه یاد
گرفتم اینه که
وقتی در ترشی یا مربا باز نمیشه, بگیرمش زیر آب گرم گرم!
.
.
چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..!
وقتی معلم میبردمون پا ی تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ
می خورد..!
.
.
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو
خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده
…
ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و
سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
.
.
تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری نود و پنج درصدش میره لای دندونات و فقط پنج درصدش نصیب معدت میشه
.
هیچ لذتی بالاتر از این نیست …که جواب تلفن های کسی رو ندی ، که قبلا جوابتو نمیداد
.
.
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حتماً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم
سلام!